على اصغر حلبى
229
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
ق . ) تا حدود زيادى از او دفاع كرده است . امّا چون همهء عقايد ابن راوندى با مذهب متكلّمان امامى نمىساخته و بسيارى از آنها پيش ايشان مخدوش و مطرود و نادرست بوده ، جمعى از متكلمان شيعى ، و بويژه ابو محمّد حسن بن موسى نوبختى ( وفات ، ميانهء 310 - 300 ه . ق . ) و خال او ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى ( 311 - 237 ه . ق . ) در نقض برخى از مؤلّفات و آراى ابن راوندى كتاب نوشتهاند . ولى به هر صورت ، شهرت زندقه و الحاد او چنان قوى بوده است كه حتّى سيّد مرتضى نيز برخى از ادلّهء او را در باب امامت نقض كرده است . « 1 » امّا اين نكته مسلّمتر است كه وى پس از اين دوره به الحاد و زندقه روى آورده است ، و اين امر احتمالا تحت تأثير ابو عيسى ورّاق ( وفات 247 ه . ق . ) بوده است كه خود مانند ابن راوندى شخصيّتى عجيب بوده و عقيدهء دينى پابرجايى نداشته است ( ابن نديم ، الفهرست ، 216 ، تجدّد ) . اين مطلب هم روشن نيست كه سرانجام كار وى به شكاكيّت منتهى شد يا چنان كه معتزله ادّعا مىكنند از گفتههاى خود توبه كرد . اگر چه ابن راوندى از لحاظ عقيدتى مطعون بوده ، ولى از لحاظ استادى در علوم و تبحّر در علم كلام بويژه در زمان خود يگانه بوده است . ابن نديم مىنويسد « در روزگار او حاذقتر از وى به علم كلام و شناخت دقيق و جليل آن وجود نداشت . » و همو مىگويد ابن راوندى « در آغاز نيكو سيرت و نيكو مذهب و با ايمان بود ، ولى به سبب احوالى كه بر وى عارض شد از همهء اين صفات منسلخ گشت ؛ و اين همه بدان سبب بود كه علمش از عقلش بيشتر بود . » در بيان اين قول ابن نديم شايد بتوان گفت كه ابن راوندى هم ، مانند گروه ديگرى از معاصران خود در پى يافتن عقيدهء ثابت دلنشينى همهء عصر را در تشكيك و طلب حقيقت و بحث و اجتهاد بسر مىبرده و هر چند روز به فرقهيى مىگرويده و پس از گذشت ايّامى معدود از خودآرايى ظاهر مىكرده كه مقبول همهء پيروان آن فرقه نمىافتاده و او را از ميان خود طرد مىكردهاند . و يا اينكه چون قلمى شيوا و قدرتى كم نظير در مباحث كلام داشته تا حدّى مانند دشمن خود ، جاحظ بصرى ( فت ، 255 ه . ق . ) موافق خوش آمد اين فرقه يا آن فرقه براى آنان كتاب تأليف مىكرده است و با گرفتن جوائزى اندك عمر خود را به بىايمانى مىگذرانده ، و چون خود ايمان پايدارى نداشته و از اين شاخ به آن مىپريده ، در عقايد مردم نيز خلل وارد مىكرده است . و بهترين شاهد اين مطلب نقضهايى است كه او خود بر تأليفات خويش نوشته و در آنها كتب و عقايد پيشين خود
--> ( 1 ) . الشافى ، 7 - 12 ، چاپ نجف .